آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

146.خاله سارا

1392/3/11 23:19
نویسنده : مامان آرام
225 بازدید
اشتراک گذاری

خاله جونی دستت درد نکنه کلی بهت زحمت دادیم:*

امروز ظهر خونه ی خاله سارا بودیم و برات یه سوپ خوشمزه پزید خاله:* بعدشم کلی چیزای خوشگل خوشگل واسه تولدت درست کرده برامون که حسابی دستش درد نکنه:* فقط آوا خوشگله رو ندیدم در آخر:( خونه شم حسابی بهم ریختیم و در آخر هم چایی منو ریختی رو فرشش:( طفلی خاله!

بعد از اونجا رفتیم خونه ی دایی افشین ... عصری رفتیم قلم و اینا خریدیم و براش سوپ گذاشتم هرچند گفت نمیخورم ولی انقدر توش چیز میز ریختم که بو نده! خوب بچه بخور که زود بهتر شی! دایی بدغذا!

پ.ن. از دیروز تا حالا وایمیسی و هی تو ایستادن پیشرفت میکنی و زمانش طولانی تر میشه دخترکم:*

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

mamane m@ni
11 خرداد 92 23:31
عزیزم اسمت هم مثل خودت نانازه


مرسی خاله
زهرا
12 خرداد 92 10:33
ان شاالله راه رفتنت خاله !


مرسی خاله
مامان آوینا
12 خرداد 92 10:54
مامانی عجله نکن بزار راه برم دیگه همه چیزو باید تو سقف آویزون کنی


خونه ی مردم بدتره! تو خونه ی خودمون خیلی! خرابکاری نمیکنه! بعدم خونه ی خودمونه و قابل تحمل
هانی
12 خرداد 92 11:48
همیشه به مهمونی خاله .کی میای خونه ما چایی بریزی
عزیزم مبارک باشه وایستادنت ..ایشالا همین روزها اون قدم های خوشگل برمیداری و مامانی رسما بچاره میشه
آرام کاش میخورد سوپ ..الان بهترین چیز تو سریع شدن بهبودیش همین چیزهاست...گولش بزنید..ایشالا که به زودی خوب میشه...


خاله خونه ی شما قهوه میریزم که پاک نشه:دی
چمیدونم والا! کاری که از دست من برمیومد کردم تا ببینیم چی میشه!