146.خاله سارا
خاله جونی دستت درد نکنه کلی بهت زحمت دادیم:*
امروز ظهر خونه ی خاله سارا بودیم و برات یه سوپ خوشمزه پزید خاله:* بعدشم کلی چیزای خوشگل خوشگل واسه تولدت درست کرده برامون که حسابی دستش درد نکنه:* فقط آوا خوشگله رو ندیدم در آخر:( خونه شم حسابی بهم ریختیم و در آخر هم چایی منو ریختی رو فرشش:( طفلی خاله!
بعد از اونجا رفتیم خونه ی دایی افشین ... عصری رفتیم قلم و اینا خریدیم و براش سوپ گذاشتم هرچند گفت نمیخورم ولی انقدر توش چیز میز ریختم که بو نده! خوب بچه بخور که زود بهتر شی! دایی بدغذا!
پ.ن. از دیروز تا حالا وایمیسی و هی تو ایستادن پیشرفت میکنی و زمانش طولانی تر میشه دخترکم:*
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


146.خاله سارا
